سکوت پر هیاهو

سکوتی پر از هیاهو ، هیاهویی در سکوت...شیما،غزاله و انسیه

سکوت پر هیاهو

سکوتی پر از هیاهو ، هیاهویی در سکوت...شیما،غزاله و انسیه

تولد یه فرشته...



ده روز دیگه باید اینجا یه جشن باشه
ده روز دیگه باید اونجا یه جشن باشه
ده روز دیگه باید یه جشن بزرگ باشه واسه یه فرشته مهربون
چند سال بود که منتظر امسال بود
اصلا از بچگیش منتظر امسال بود و جشن بزرگ
می خواست همه باشند
هر سال می گفت:
-ایشاالا سال دیگه
امسال اون سالیِ که چند منتظرش بود
امسال همه چیز واسه برگزاری این جشن حاضره
یه خونه بزرگ،یه کیک بزرگ،کلی مهمون،بادکنکهای رنگارنگ،یه شام مفصل و...
امسال همه چیز داریم
واسه اینکه فرشته مهربونمون به آرزوش برسه
آرزویی که از بچگی داشته
اما...
اما فرشته مهربونمون خیلی زود پر کشیده رفته
اون پیش از اینکه به این آرزوش برسه پر زد و رفت

حالا من چیکار کنم؟!
یعنی می شه واسش یه جشن تولد بگیریم اما خودش نباشه؟
خب پس وقتی شمع ها رو روشن کردیم کی فوتشون کنه؟
یادمه سال اول وقتی ۱۵ تا شمع گذاشتم و روشن کردم
وقتی خوندم:

تولد تولد تولدت مبارک 
              مبارک مبارک تولدت مبارک
                                        بیا شمع ها رو فوت...

یه نسیم ملایم اومد و همه رو خاموش کرد جز یکی رو
اون یکی با اشکای من خاموش شد...

یعنی امسالم یه نسیم می آد که همه رو خاموش کنه؟
یه نسیم که بوی عطرش و داشته باشه؟
نمی دونم 
نمی دونم....

 
شیما

نظرات 4 + ارسال نظر
پسرک تنها جمعه 6 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 12:47 ق.ظ http://pesaraketanha.blogsky.com

الان با فرشته ها تولدش رو می گیره

شبشکن جمعه 6 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 01:33 ب.ظ http://www.shabshekan.blogsky.com/

سلام وبلاگ قشنگی دارید امیدوارم موفق باشید

دلتنگ جمعه 6 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 06:47 ب.ظ http://depress.blogfa.com

تولدش مبارک

امیر یکشنبه 8 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 01:19 ق.ظ http://www.ta-eshgh.blogsky.com

شاید....همیشه باید با اشک شمع های تولد رو خاموش کرد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد