یه روزی رفتم
یه روزی رفتم که دیگه برنگردم
که دیگه ننویسم
دیگه دست به قلم نگیرم
رفتم که تنها باشم
رفتم توی تنهایی خودمو پیدا کنم
...
من بودم و خودم
حقیقت های تلخ زندگیم
گذشته هایی شاید شیرین تر از حال
آینده ایی که معلوم نیست
و دروغهایی واقعی که اسمشون رو امید گذاشته بودم
...
امروز برگشتم
چون فهمیدم دل کندن از اینجا کار ساده ایی نیست
من اینجا رو دوست دارم
شاید به خاطر اینکه تنها جایی که
در عین مجازی بودنش یه حقیقت بزرگه
در عین حقیقتش شیرینه
و در عین سکوتش پر از هیاهوِ
اینجا رو دوست دارم
چون پر عشق
پر از صداقت
پر از زندگی
دوستش دارم
چون من هستم،غزاله،انسیه،نغمه...
دوستش دارم
چون اینجا تنها جایی که خودمم،
شیـــــمـا
شیما
هــــــــــــــــورااااااااااا
شیما برگشت
خیلی کار خوبی کردی
دیگه نری ها!
می دونستم که بر می گردی
و از این بابت کلی خوشحالم.