وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند و نه بایدهای ما...
مثل همیشه حرف آخرم را با بغض می خورم و در دل نهفته می دارم تا باشد برای روز مبادا !
اما در صفحه ی روزگار روزی به نام روز مبادا نیست...
آنروز هر چه باشد روزی است شبیه دیروز...روزی شبیه فرداست
اما کسی چه می داند شاید آن روز..روز مبادا نباشد
هر روز بی تو برای من روز مباداست.
غزاله
سلام
قدم زدن تو کوچه باغ بلاگ ها هیچ خاصیتی نداشته باشه این رو داره که آدم یه سری فرشته پیدا میکنه که اونقدر قشنگ می نویسن که آدم دلش نمیاد نخونده از خونشون بره
ما هم همسایه بقل شما هستیم اگه قابل بودیم و دوست داشتین ما خوشحال میشیم ببینیمتوت
آرزو مند آرزو هاتون
درضمن اگه مایل به تبادل لینک بودی برام پیام بذار
حرف که از دلت بر میاد حتما یه بغض پشتشه شاید عادت کردیم بغض اخر یادمون بمونه غزاله جون شاد باشی
ولی من حرفایی رو که واسه روزهای مبادا نگه می داشتم رو هیچوقت نتونستم بزنم
می دونی اشکالم چی بود؟
من نمی دونستم که روز مبادا توان صحبت ندارم
قشنگ بود
دستت درد نکنه